اداره امور عمومی،به عنوان یک رشته مطالعاتی

مقدمه نویسنده:فرل هدی

1)      بررسی سیستم های اداری طیف وسیع حکومت های مستقل آن زمان

2)      مشکلات مربوط  به  مقایسه میان سیستم های اداره امور عمومی

مقدمه مترجمان :

مطالعات تطبیقی                      جهانی شدن علم

مدل های مختلف مدیریت دولتی و مقایسه و تطبیق آنها

مطالعات تطبیقی              نظریات چگونه در فرهنگ های مختلف و جوامع متفاوت یکسان عمـل می کننـد و سـاختـارهـایـی مشابـه با عملکردی یکسان ظاهر می گردد.

تعریف مطالعه تطبیقی:

کنار هم نهادن دو پدیده که با یکدیگر حداقل یک وجه مشترک دارند و بررسی دقیق و تجزیه و تحلیل همه جانبه آن به کمک متغیرها یا ملاک های مقایسه پذیر به منظور شناخت نقاط تشابه و اختلافشان.

مقدمه ای بر مطالعات اداره امور عمومی :

اداره امور عمومی زیر مجموعه مفهوم کلی تر“ اداره امور“ است.

اداره امور ((Administration

تلاش و همکاری انسان ها و اشخاص در جهت تحقق هدف یا اهداف مورد قبول دست اندرکاران این تلاش است:

*  دو نکته در این تعریف :

1)عنصر ضروری در اداره امور همکاری انسان ها بر انجام         وظایف است

2)چارچوب سازمانی یا نهادی اداره امور شکل های مختلف و متنوعی دارد: (شرکت تجاری، موسسه آموزشی،اتحادیه های کارگری و ...)

اداره امور عمومی        (Public Administration)

آن بخش از اداره امور است که در یک عرصه سیاسی ایــجاد می شود و مجری تصمیمات مربوط به خط مشی های عمومی در یک سیستم سیاسی می باشد.

دو نکته در این تعریف :

1)سیاست و خط مشی عمومی هسته و محور اداره امور عمومی          را تشکیل می دهد.

2)خط مشی های عمومی در یک سیستم سیاسی باعث تفکیک اداره امور بخش خصوصی و غیر دولتی می گردد

اجزای اصلی اداره امور عمومی :

1) ویژگی های رفتار کارگزاران دولتی .

2) تشکیل و فعال سازی نهادهایی برای هدایت امور مربوط به دولت جهت سازماندهی اقدامات گسترده اداری.

3) محیط شناسی یا بوم شناسی اداره .

اهمیت تطبیق در اداره امور عمومی:

1)علم اداره زمانی مفهوم پیدا می کند که با نظام های اداره امور عمومی جهانی قابل تطبیق باشد

2) تطبیق باعث شناخت بهتر معایب و محاسن اداره در کشورهای مختلف خواهد شد.

3) ممکن است ابزارها و تجارب ابداعی در سایر کشورها (حتی در حال توسعه) ارزش پذیری و بکارگیری در کشورهای دیگر(از جمله توسعه یافته) را داشته باشد.(مانند دیوان عدالت اداری)

4) در تطبیق صرفاً به یافتن تفاوت ها و شباهت های سیستم های مختلف مدیریت اکتفا نمی کنیم بلکه به دنبال شناسایی جنبه هایی از فلسفه های مدیریتی،ارزش ها،نگرش ها و عملیاتی هستیم که جهان شمول بوده و می تواند به سایر سیستم ها انتقال یابد.

مشکلات تطبیق در اداره امور عمومی :

1)قابل دسترسی نبودن،سیاسی بودن و دستکاری کردن داده ها و ارقام

2)تفاوت در معانی ناشی از تعدد زبان و فرهنگ،گرایش های عقیدتی،توسعه اقتصادی  و ...

3)نبود یک مبنای نهادی ساده برای تطبیق و تئوری های تبیین شده جهان شمول (جهان شمول نبودن الگوها)

رویکرد های مطالعات تطبیقی :

1)رویکرد وظیفه گرایی

به جای تطبیق ساختارها یا نهادها،فعالیت ها(وظایفی)که آنها انجام می دهند را مورد مطالعه قرار می دهند و با ایجاد چارچوب نظری،شیوه ای تطبیقی برای انواع سیستم های سیاسی بکار می برند.(گابریل آلموند)

1-1)انتقادهایی بر رویکرد وظیفه گرایی:

بایندر:این طرح فقط می تواند برای تجزیه تحلیل سیستم های سیاسی خاص و صرفاً هنگامی که مفروضات ضمنی این طرح با مفروضات نظریه محققان تطبیق داشته باشد مورد استفاده قرار گیرد.

فرد ریگز:الگوی آلموند برای مطالعه سیستم های سیاسی توسعه یافته مفید است ولی برای تجزیه تحلیل سیستم های سنتی(مانند هند)ناقص و نارسا می باشد.

2)رویکرد نهادگرایی جدید:

این رویکرد مجدداً نظرات به طرف مقایسه نهادها گرایش پیدا کرده. پس از تعیین ساختارها و نهادها وظایف را در داخل هر ساختار مطالعه می کند.

تفاوت قائل شدن بین حکومت،جامعه و دولت__توجه به موضوعات هنجاری مثل منافع عمومی(ملی)و علم حقوق مدنی__مبنا قرار دادن حاکمیت به عنوان مقایسه جوامع با یکدیگر

 1-2)انتقاد هایی بر رویکرد نهادگرایی جدید:

انتقاد ها بیشتر حول محور برخوردها و سودمندی«حکومت»است.

پای:فرهنگ می تواند بسیاری از طرز تلقی ها و رفتارها را به مقوله هایی در یکدیگر ادقام کند و در عین حال گوناگونی زندگی انسان ها را حفظ کند.

میشل:رویکردی را مفید می داند که بتواند به طور همزمان هم«عظمت»و هم«مبهم بودن» آن را تشریح کند.

دسته بندی ادبیات مطالعات تطبیقی:

دسته بندی ادبیات مربوط به رشته اداره امور عمومی تطبیقی بر اساس«موضوع»مهم تر از دسته بندی آنها به ترتیب زمانی است.

فرد هدی معتقداست که دسته بندی ادبیات موضوعی این رشته علمی بایستی به شرح زیر انجام گیرد :

1)      ادبیات سنتی

2)      ادبیات باگرایش توسعه

3)      تدوین الگوها یا تئوریهای جامع

4)      تدوین الگوها یا تئوریهای نیمه جامع

 

1)ادبیات سنتی :

شامل دو گروه فرعی می شود:

گروه اول:شامل مطالعاتی است که به موضوعات فرعی اداره امور از منظر تطبیقی نگریسته است. مباحثی مانند سازمان اداری،مدیریت امور کارکنان،اداره امور مالی و برنامه ها مختلف مانند بهداشت،آموزش،رفاه و ...

گروه دوم:مطالعه اداره امور کشورهای توسعه یافته را به عنوان یک کل برای تطبیق در نظر دارد.

2)ادبیات با گرایش توسعه

تأکید بر نقش توسعه و اداره امور توسعه(به عنوان یک رشته مطالعاتی مستقل)و شناخت عواملی از قبیل:نقشها،اقدامات،ترتیبات سازمانی و روشهای اداری جهت دستیابی به اهداف توسعه ...

3)ادبیات تدوین الگوها یا تئوری های جامع :

ساختن نمونه ها یا الگوهای برای امر تطبیق

الگو به معنای تلاش آگاهانه برای ایجاد مفاهیم و تبیین مجموعه ای از مفاهیم وابسته به هم،جهت دسته بندی داده ها،توصیف واقعیت و یا فرضیه سازی درباره آنها

درالگوها وتئوریهای جامع توجه به کل سیستم به جای جزئی نگری انجام

می شود ونمونه بارز آن تئوری جامعه  منشوری ریگز است.

مشکل اصلی به عقیده والدو انتخاب الگویی است که به اندازه کافی بزرگ باشد تا بتواند کل پدیده مورد نظر را  پوشش دهد و درعین حال به دلیل بزرگ بودن ابعاد خود،آنچنان غیر قابل کنترل و ناهنجار نباشد که نتوان آن را درک ومعرفی کرد.

4)ادبیات تدوین الگوها یا تئوریهای نیمه جامع:

به جای توجه به کل سیستم سیاسی مطالعه تجربی دقیق بخش کوچکتری که با محیط است را مدنظر قرار می دهند.

در مطالعه تطبیقی حکومت به جای بررسی هر سه قوه یکی از قوا یا زیربخشهای آن را انتخاب و بررسی می نماییم.

امیدوارکننده ترین الگوی نیمه جامع الگوی «بوروکراتیک» بر پایه الگوی آرمانی بوروکراسی ماکس وبر است.