آموزش برای مدیران و کارکنان باید یک امر روزمره ، مداوم و عادی تلقی گردد ، ولی متأسفانه به دلایل مختلف برخی از مدیران و مسئولان با امر آموزش کارکنان بسیار سطحی و کم اهمیت برخورد می‌کنند . گاهی هم آموزش کارکنان توسط افرادی برنامه‌ریزی ، اداره و اجرا می‌شود که کوچکترین اطلاعی در مورد آموزش کارکنان ندارند . این دو موضوع باعث می‌شود که برنامه‌های آموزشی کارکنان بی‌محتوا ، پراکنده و بدون هدف اجرا شود و کوچکترین اثری در میزان دانش ، بینش و توانایی یا رفتار کارکنان نداشته و یا نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته باشد که البته وجود چنین آموزشهایی در سازمانها ، انگیزه شرکت در کلاسهای آموزشی را از شرکت‌کنندگان و مدیران سلب می‌کند .

مشکل عمده و اساسی دیگر به فرض اینکه برخی از دوره‌های آموزشی کارکنان توسط متخصصین برنامه‌ریزی و اجرا می‌گردد ولی چون کارکنان عملاً در محیط کار نمی‌توانند آموخته‌های خود را بکار بندند ، نسبت به امر آموزش بی‌علاقه و بی‌تفاوت می‌شوند یا آنکه عملاً تضادهایی بین آنان و مسئولان رده بالای آنان بوجود می‌آید .

پس از تعیین نیازهای آموزش کارکنان ، قدم بعدی انتخاب روشهای مناسب برای آموزش و بهسازی منابع انسانی است . روشها و فنون آموزشی ممکن است به عنوان ابزاری که توسط آن بتوان شرکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی را به سمت اهداف آموزشی هدایت و برانگیخته کرد، درنظر گرفته شود و مورد استفاده قرار گیرد . زمانی که در مورد روشها و فنون آموزش نیروی انسانی فکر می‌کنیم ، سعی ما بر این است که راههای ایجاد و یا ارتقای میزان دانش ، بینش و مهارت و یا تغییرات رفتاری مطلوب را متناسب با اهداف برنامه‌های آموزشی و شرایط شرکت‌کنندگان ارائه نمائیم . استفاده از روشها و فنون مختلف آموزش و بهسازی منابع انسانی متکی بر 3 فرضیه است . فرض اول اینکه باید بدانیم هیچ یک از روشها و فنون آموزشی نمی‌تواند بهترین روش آموزشی باشد .

میزان مؤثربودن فنون و روشهای مختلف آموزشی منوط به متغیرهایی نظیر هدف آموزشی ، سوابق و وضعیت شرکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی و سابقه آموزشی و مهارت استادان و مربیان آموزشی است . فرض دوم اینکه در هر برنامه آموزشی ممکن است از تعدادی از این روشها و فنون آموزش استفاده شود .

در حقیقت برنامه‌ریزان و طراحان دوره‌های آموزشی با توجه به اهداف دوره‌های آموزشی ، بدون شک بیش از یک روش را برای رسیدن به اهداف عملی مورد استفاده قرار خواهند داد و در مواردی ترکیبی از روشها و فنون آموزشی را بکار خواهند برد . زیرا گاهی روشی مکمل روش دیگر و گاهی ممکن است از تلفیق دو روش یک مرحله از فرآیند آموزش و بهسازی منابع انسانی به وجود آید .

فرض سوم باید توجه داشت که ترکیب و تلفیق برخی از فنون و روشهای آموزش در موفقیت هر فعالیت آموزشی نقش مهمی را ایفا خواهد نمود . زمانی که یک کارشناس مسئول و یا مدیر آموزشی برنامه‌ریزی می‌کند باید توجه داشته باشد که هر یک از مباحث موجود در برنامه ممکن است دارای چند هدف باشد ، بنابراین منطقی است که در پاره‌ای از مباحث از چند روش آموزشی استفاده گردد