ویژگی های مشترک سیاسی و اداری در کشور های توسعه یافته

1-سیستم سازمان  تفکیک شده

-نقش های سیاسی، تخصصی و شایسته محور و منعکس کنندویژگی عمومی جامعه است

-درجه تخصصی بوروکراسی بالا و معیاری برای استخدام می باشد.

 2-روش های تصمیم گیری ،عقلایی و دنیوی و خارج از نظام ارزش های سنتی

 

3-در بر گرفتن همه جوانب زندگی افراد با  فعالیت های سیاسی و اداری

4-همبستگی بین قدرت سیاسی و مشروعیت،بخاطر حکومت ملی زیاد است .

5-علاقه و مشارکت گسترده عموم  جامعه در نظام سیاسی

 حرکت===>>از حکومت مطلقه و الیگاریشی===>>دموکراتیک یا انحصاری (جامعه توده ای)

 ویژگی های مشترک بوروکراسی

1-ارائه خدمات عمومی===>>مدرن::وسیع::پیچیده و دارای ویژگی های وبری 

2-تخصصی بودن بوروکراسی===>>فنی بودن فعالیت ها برای موفقیت  

3-حرفه گرا بودن بوروکراسی===>>شایسته محوری==>>داشتن آموزش و تحصیلات

نتیجه:: میل به حفاظت از خود را در بوروکراتیک تقویت می کند.(یک ضعف)

4-بلوغ و پایداری سیستم سیاسی===>>بوروکراسی کاملاً پیشرفته

 در نتیجه در سالهای اخیر:

 بوروکراتیک سطح بالا تا حدودی به صورت ترکیبی از فعالیت های سیاسی و اقدام اداری در آمده است

 5-در حکومت مدرن==>>وجود خط مشی مورد قبول رهبر عالی سیاسی در احزاب ضروری است لذا کارکنان خدمات عمومی هم ،نیازمند تایید رهبران سیاسی هستند .

6-بوروکراسی و نهاد های سیاسی همپای هم رشد کرده اند

   -به احتمال زیاد رشد سیاسی باعث تعادل می شود

-در صورت عدم تعادل ،نظام سیاسی، بالا دست بوروکراسی است

دو دیدگاه:

مارکس   

عقیده دارد بوروکراسی دارای افکار مترقی می باشد ولی نتوانسته است مراحل مبارزه با مشکلات عمومی را طی کند و فقط زمانی فعالیت آن زیاد می شود که اهداف سیاسی با منافع شغلی اشخاص ذیربط برخورد داشته باشد.

 ریگز

تاکید زیادی بر روی کنترل سیاسی بر بوروکراسی دارد توسعه سیاسی در گرو موفقیت نهادها در اعمال کنترل بر بوروکراسی است در غیر این صورت توسعه منفی خواهیم داشت.

او از سیستم قانون اساسی بعنوان نهاد کنترلی نام می برد  و کنترل لازم نیست که مبنای دموکراتیک داشته باشد بلکه ممکن است توسط سیستم های انحصاری نیز اعمال گردد

 ویژگی های سیستم های اداری کلاسیک در فرانسه و آلمان

 نکته اول

در اروپای غربی ،برخی از بوروکراسی ها به بوروکراسی وبر یا کلاسیک شبیه هستند از جمله فرانسه و آلمان

 نکته دوم

 فرهنگ آلمان و فرانسه از دو بعد مهم شبیه به هم هستند

1-عدم ثبات سیاسی

-فرانسه از 1789سه بار سلطنتی مشروطه ،دو بار امپراطوری ،یک بار نیمه دیکتاتوری و پنج بار جمهوری شده (همراه با آشوب)

آلمان با وضعیتی مشابه فرانسه ==>>ایجاد رایش  – امپراطوری آلمان -جمهوری وایمار –دیکتاتوری نازی – تقسیم آلمان –اتحاد آلمان 1990

 2-ثبات بوروکراتیک با وجود عد م ثبات سیاسی

ثبات از ویژگی های اداره و بی ثباتی از ویژگی های سیاست

بوروکراسی درجمهوری پنجم فرانسه(ویژگی های عملیاتی فعالیت و کنترل)

 1-فرانسه یک کشور متمرکز و دارای سیستم مختلط رئیس جمهوری و پارلمانی است .رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می شود و دارای قدرت  زیادی است.

2-تعداد وزارتخانه ها بین 11تا 21-تعداد 96اداره از زمان ناپلئون وظیفه اداره امور محلی را به عهده دارند

3-چهارده ناحیه نیز نقش واسطه بین حکومت مرکزی و ادارات محلی را ایفا می کنند که در هر کدام یک نفر مامور جمهوری به منظور هماهنگ کردن خدمات محلی در اکثر وزارتخانه ها حضور دارد و مقامات محلی دارای قدرت بیشتری نسبت به حکومت مرکزی هستند

4-مهم ترین ویژگی نخبگان اداری فرانسه ،عضویت آنها در یک رسته  یا کادر است که با احراز آن به عنوان نماینده حکومت شناخته می شوند و دارای احترام و مورد قبول مردم نیز هستند

 5-ورود به خدمات دولتی و رده های بالا از طریق تحصیلات عالی امکان پذیر است

 6-یک شکل منحصر به فرد از بوروکراسی در فرانسه وجود رسته های بزرگ (دیوان)متشکل از نخبگان برجسته اداری است که وسیله ای برای کنترل حکومت به شمار می روند

 7-گزینش کارکنان ،متمرکز و بر اساس تحصیلات عالی است

8-کارآموزی 3ساله بعد از استخدام وجود دارد

9-مزایای کارمندان دولت خوب است اما مانند امکانات بخش خصوصی نیست

10-ایجاد اتحادیه کارکنان دولت مجاز ولی حق اعتصاب، تعریف نشده است اما به  دلیل اعتصاب نمی توان اقدام انضباطی انجام داد .

11-فعالیت های سیاسی مجاز، ولی حق افشای وضعیت خدمتی و اطلاعاتی را ندارند
12-شکل تصمیم گیری اداری در فرانسه با صفات فرهنگی فرانسویان تطبیق دارد (عقلایی،مسئولیت،مطلق گرایی)
13-فرانسویان تغییر را دوست ندارند، بی نظمی و تعارض را نمی پسندند

 14-به نظر کروزیر  ”جامعه پات“به وجود دو دلیل زیر است.

1-الزام به پرهیز از روابط رودررو با صاحبان اختیار تا حد امکان

2-وجود دیدگاه عام و مطلق بودن اختیار

نارسایی های ذاتی بوروکراسی

1-تصمیم گیرندگان با مردم و کسانی که تصمیم بر آنها اثر می گذارد   خیلی فاصله دارند

 2-هماهنگی مشکل است و کارمندان عالی رتبه عقیده دارند قدرت چیز مطلقی است که نمی تواند تقسیم شود و مورد بحث قرار گیرد و یا درباره آن مصالحه گردد و این محافظه کاری باعث از بین رفتن  قوه ابداع و تمایل به توسعه مستقل اشخاص  می شود .

3-مشکل نهایی سازگار شدن با تغییر است کروزیر می گوید :که سازمان بوروکراتیک در برابر تغییر ،ترکیبی از دو اقدام عادی و بحرانی اتخاذ می کند. اقدامات عادی طولانی ولی اقدامات بحرانی کوتاه می باشد تفاوت بین فرانسه و سایر کشورهای اروپایی نه در
چگونگی اعمال تغییر ،بلکه بیشتر در درجه تغییر واقعی است.

برای یک اصلاح کوچک به  کل سیستم حمله می کنند و لازمه این امر زیر سوال بردن مدام سیستم است و  اصلاحات  فقط از طریق انقلاب بنیان کن انجام می گیرد.و در آخر دیوان ها و رسته های بزرگ مناسب ترین عامل تغییر هستند به ویژه زمانی که هر کدام از اعضا رسته ،خارج از سازمان پست مهمی را بگیرند

 و همچنین باید گفت نقش سیاسی بوروکراسی فرانسه در بلند مدت و اثر بخشی کنترل بر بوروکراسی، می توان ادعا کرد که بوروکراسی فرانسه توانسته است با شایستگی ،تداوم رهبری سیاسی شکننده و در حال تغییر را تضمین کند.
بوروکراسی در جمهوری فدرال آلمان

1-آلمان از زمان ایجاد دولت ملی (رایش)دارای سیستم فدرال بوده است.

2-ایالت ها دارای اختیارات وسیعی هستند ولی قانون گذاری توسط دولت انجام می شود

3-طبق قانون اساسی آلمان (1949)دولت پارلمانی دارای دو مجلس و صدر اعظم قوی و رئیس جمهور تشریفاتی دارد که به مدت 5سال انتخاب می شود و صدر اعظم 4سال توسط مجلس شورا انتخاب می شود

4-صدر اعظم می تواند از مجلس درخواست رای اعتماد کند اما اگر رای لازم را کسب نکند می تواند از رئیس جمهور تقاضای انحلال مجلس را بنماید.

5-ساختار اجرای دولت فدرال آلمان شامل دفتر صدر اغظم و چند وزارتخانه بین 12 تا 18و تعداد کارکنان هر وزارتخانه نیز بین 300نفر تا 1500نفر است

6-در آلمان بر خلاف فرانسه کارمندان عالی رتبه به وزارت نمی رسند بلکه وزرای فدرال سیاستمدارانی حرفه ای هستند که در رشته مربوط متخصص هستند و گردش  مشاغل عالی به ندرت انجام می شود

7-حوزه وزارتی یک واحد کوچک است که اعضای آن توسط

وزیر انتخاب می شود و با تغییر وزیر آن حوزه نیز تغییر می کند

8-بوروکرات های آلمان(در قرن گذشته) ،همه کسانی هستند که بر اساس آزمایش شایستگی ،کارایی و اصل حکومت مطلق انتخاب شده بودند که در بازسازی آلمان نقش قاطعی داشته اند. 

9-کارمندان دولت به سه گروه دائمی ،پیمانی و کارگران مزد بگیر تقسیم می شوند.

10-خدمات دولتی در آلمان به طور عمودی به 4طبقه (پایین ،

متوسط ،میانه و بالا )تقسیم  می شود

11-فارغ التحصیلان دانشگاه پس از گزینش یک دوره سه ساله را طی می کنند

 12-دگما تیسم خشکی و عدم انعطاف از صفات کارمندان است که در عین حال خواهان عملکرد بالایی هم می باشند

13-رشد در داخل سیستم بر اساس دو معیار انجام می شود

الف-ملاحظات سنتی خدمات دولتی مانند :ارشدیت ،شایستگی حرفه ای ،وفاداری و روابط کاری خوب با همکاران

 ب-وابستگی های حزبی ،مهارت های سیاسی ،داشتن حامی سیاسی و روابط خوب با گروه های ذیربط

14- اندازگیری این ویژگی ها مشکل است و بالا رفتن رتبه کارکنان با رشد مقام آنها متناسب نیست و این موضوع می تواند مشکل آفرین باشد.

15- از آنجایی که ارشدیت مبنای انتخاب است ، نوآوری در درجه دوم اهمیت قرار دارد

16-بوروکراسی آلمان با بوروکراسی وبر تطبیق دارد ولی در تحقیقات اخیر خلاف این تصور نیز دیده شده است.

 17-کنترل سیاست بر بوروکراسی وسیع و قدرت سیاسی زیاد است

 18-تفاوت بوروکراسی آلمان با فرانسه به طور عمده ناشی از متفاوت بودن مسیر رشد سیاسی می باشد.

19- به رغم نقش قطعی مقامات دولتی آلمان در خط مشی گذاری و برنامه ریزی،نمی توان گفت که آنها تحت کنترل سیاسی قرار ندارند البته علت آن ثبات و انسجام بخش سیاسی نیست بلکه اشتیاق مقامات عالی رتبه اداری به جدی    گرفتن محدودیت های سیاسی است

20-کشور های اروپایی مانند سوئد ،اسپانیا ،بلژیک ونروژ نیز کم و بیش وضعیتی  مشابه  آلمان و فرانسه دارند.