نام درس:تصمیم گیری و تعیین خط مشی دولتی - دکتر سید مهدی الوانی
رشته مدیریت دولتی
فصل اول:مفاهیم وویژگی های خط مشی عمومی

هدف کلی:آشنایی با تعاریف،مفاهیم و ویژگی های خط مشی عمومی ،نقش عمده خط مشی عمومی درجامعه ، شناخت انواع خط مشی عمومی.

خط مشی عمومی چیست ؟

خط مشی عمومی،عبارت است از خط مسیر وراهی است که انسان درپیش رودارد.

خط مشی ،درمعنی خاص عبارت است از تصمیمات و سیاست هائی که به وسیله مراجع مختلف بخش عمومی از قبیل :مجلس ،دولت و قوه قضائیه اتخاذ می گردد

خط مشی عمومی ،اصول کلی است در مورد هدف های نظام و مسئوولیت هایی که هربخش باید عهده دارگردد.

خط مشی عمومی مشخص کننده بایدها و نیایدها درجامعه و سازمانهاست .

خط مشی عمومی ،نشان دهنده خطوط کلی درفعالیت هاواقدامات بخش عمومی است.

خط مشی راهنمای عمل می باشد. وبطورخلاصه می توان گفت :خط مشی عمومی اصول وموازینی هستند که به وسیله مراجع ذیربط درهرجامعه وضع شده وبه عنوان الگو وراهنما ،اقدامات وفعالیتهای جامعه رارهبری می کنند.

نقش های اصلی خط مشی عمومی

خط مشی عمومی ،سازمانهارادرانجام اقدامات وبرنامه هایشان مدد می دهد و هادی آنان درعملیاتشان می باشد.

خصوصیت دیگر خط مشی عمومی،نقش هماهنگ کنندگی آن است (عملیات و اقدامات سازمانهای با یگدیگر هماهنگ شده و از دوباره کاری جلوگیری بعمل آید).

ارزیابی و کنترل برنامه ها وفعالیت های بخش عمومی ،نقش دیگر می باشد. (خط مشی به عنوان شاخص و معیاری برای سنجش و ارزیابی و کنترل عمل می نماید).

نقش دیگری که خط مشی درجامعه ایفامی نماید،تأمین و تضمین منافع عامه است .

نفع عمومی:

نفع عمومی:عبارت است ازمنافع افراد و آحاد جامعه که براساس جریانی مانند قانون اکثریت ،نظام پارلمانی و غیره مورد بررسی قرارگرفته و به صورت خاص بیان می شود.

نفع عمومی لزوماًمجموع منافع تمامی افراد جامعه نیست بلکه درحالت ایده آل مصلحتی است که جمع کثیری درجامعه از آن سودمی برند.

ویژگی های خط مشی عمومی

1)پایداری خط مشی عمومی :(انعطاف پذیر باشد،پویائی لازم راداشته باشد).

خط مشی عموی باید یتواند با محیط متغیر و متحول تطبیق یافته و به نیازهای گوناگونی در طول زمان پاسخ دهد.

2)آینده نگری واقع بینانه ): واقعیت های زمان و مکان رادرنظر داشته و از اغراق درامکانات یا نادیده انگاشتنی امکانات موجود خود داری ورزد).

 باید واقعیتهای زمان و مکان را در نظر بگیردو از اغراق در امکانات یا نادیده انگاشتن امکانات موجود خودداری ورزد.

 3)هدف داربودن(به طورارادی و به سوی هدفی خاص جهت داشته باشد).

 4-)عام بودن :(برای کل جامعه وضع شود).

 5)فراگیری(اهداف متعدد را تحت پوشش قراردهد).

 خط مشی های عمومی جزیی و خاص نبوده و حیطه های وسیع را در می گیرد.

 6)مظهربودن:(فرهنگ،ارزش ،ایدئولوژی و جهان بینی ،نگرشی های اقتصادی ،سیاسی و...درخط مشی نمود داشته بادشد).

 انواع خط مشی عمومی:

 تقسیم بندی براساس قوای سه گانه که شامل:

 الف)خط مشی های تقنینی ،که به وسیله قوه مقننه ومجلس وضع می گردند.

 ب)خط مشی های اجرائی:که به وسیله قوه مجریه وضع می شوند.

 ج)خط مشی های قضائی که به وسیله قوه قضائیه وضع می گردند.

 دریک طبقه بندی دیگر سه نوع خط مشی عمومی یا سیاست داریم :

 الف)سیاست تشریعی)امرونهی ها و حقوق و تکالیف که ازمکتب و معنویات سرچشمه می گیرد.

 ب)سیاست تحلیلی(دانش که اصول مقرر سیاسی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.

 ج)سیاست تدبیر و اجرائی(که عبارت است از،هدفهای که اداره کنندگان جامعه برمبنای سیاست تشریعی :آن رابرنامه ریزی و سازماندهی می کنند).

 صاحب نظر دیگری خط مشی عمومی رابه دوگروه کلی خط مشی های سیاسی و تقنینی و خط مشی های اداری و اجرائی تقسیم نموده است.

 خط مشی های عمومی ،براساس پیچیدگی و سادگی به سه دسته تقسیم می شوند:

الف)خط مشی عمومی عادی،( تکراری ،ساده)

 ب)خط مشی های عمومی تاکیتکی (پیچیده وگسترده )

 ج)خط مشی های عمومی اساسی (چشم انداز زمانی طولانی و سایل اساسی و   جامعه راشامل می شود.)

 دریک طبقه بندی دیگر خط مشی های به :
الف)خط مشی های عمومی سیاسی (نحوه انتخاب نمایندگان)

ب)خط مشی های عمومی توزیعی(پرداخت سوبسید به کشاورزان)

ج)خط مشی های عمومی توزیع مجد د (مالیات تصاعدی بردرآمد)،تقسیم می شوند.

خط مشی های :فراگیر،هادی و خط مشی های عمومی.

فراگیر: یاابرخط مشی،جنبه کل دارند.

هادی :شیوه خط مشی گذاری رادرجامعه تعیین می سازدو به عبارتی ،خط مشی های خط مشی گذاری می باشد

وخط مشی عمومی،خطوط اصلی و جهت گیری های کلی اقدامات بخش عمومی رابیان می کنند.

خط مشی های تصریحی وتلویحی نوع دیگری از خط مشی های عمومی می باشند.

تلویحی :مکتوب و مدون نبوده و رسماًنیز اعلام نگردیده است اما همگان ازآن باخبرند.

تصریحی :مدون وصریح می باشند.

به کمک خط مشی عمومی می توانیم برنامه ها و فعالیت ها را محک زده و بیازماییم. این نقش کنترل کننده و ارزیاب خط مشی عمومی است.

آینده نگری واقع بینانه جزو ویژگیهای خط مشی عمومی است.

جلوگیری از تبلیغات سوء جزو خط مشی های بازدارنده است.

فصل دوم :

فرآیند عقلائی خط مشی گذاری عمومی:

استفاده درست ازمنابع و امکانات برای تحصیل بهترین نتیجه جهت تحقق آرمانها.خط مشی گذران با بهره گیری از فرآیند عقلائی خط مشی گذاری ،با ترازوی عقل ومنطق گزینه های مختلف رامی سنجد وبهترین را انتخاب می کنند. (فرایند عقلایی )

نارضایتی

رضایت

نقش مدل ها در فرآیند عقلائی خط مشی گذاری عمومی

یکی از تدابیری که درفرآیند عقلائی خط مشی گذاری به منظور شناخت بهتر و ساده تر عوامل و متغیرهای موجود درمسأله مورد تصمیم کاربرد دارد،مدل یا الگوست.

مدل: عبارت است از الگوئی که از واقعیت گرفته شده و رابط بین متغیرها را نشان می دهد.

انواع مدل ها :

1- مدل های کلامی (به صورت نوشتار ،عبارات و جملات)

 2- مدل های ترسیمی

(روابط بین متغیرها را درقالب نمودار واشکال نشان میدهد .

 3- مدل های تجسمی

(سه بعدی،مانند ماکت یک ساختمان)

 4- مدل های ریاضی

(روابط ریاضی بین متغیرها رانشان می دهد)

 از نظر عملکرد،مدل ها به 3دسته (تشریحی – پیش بین و تجویزی )تقسیم می شوند و ازنظر زمانی مدل ها به پویا و ایستا   تقسیم می گردند.

 مدل تصمیم گیری مقطعی: هنگامی که سیاست گذار با پدیده های جدید که اطلاعات اندکی درباره آنها وجود دارد روبرو می شود،مدل تصمیم گیری مقطعی با اجرای هم زمان کاربرد مفیدی دارد

تصمیم گیری

تصمیم گیری در شرایط مختلف اطمینان سه گروه میباشد.

 1- تصمیم گیری نوع اول

 تصمیم گیری در شرایط اطمینان

 نوع دوم

 تصمیم گیری در شرایط ریسک یا مخاطره

 نوع سوم

 تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان

 در شرایط اطمینان کامل خطمشی گذار  بر اساس اطلاعات موجود می داند که نتایج حاصل از هر شق ممکن چیست.

 در شرایط ریسک یا مخاطره آمیز تصمیم گیرنده با اطمینان کامل نمیداند که نتایج حاصل از هر خط مشی چیست ولی احتمال وقوع آنها را میداند.

 در شرایط عدم اطمینان خط مشی گذاری مشکل بوده و از سه شیوه استفاده میشود.

 1- شیوه اتخاب حداکثر حداکثرها:

 بهترین نتیجه از بهترین نتایج شقوق ممکن. این شیوه خوشبینانه است.

 2- شیوه انتخاب حداکثر حداقلها:

در این شیوه فرض می شود که برای راه حلهای ممکن بدترین نتیجه در شرایط محیطی مورد نظر حاصل خواهد شد.

 3- شیوه انتخاب با فرض احتمال یکسان:

در این شیوه احتمال برای شرایط مختلف یکسان فرض شده و بر اساس ارزش مورد انتظار تعیین خط مشی می گردد.

 طراحی نظام خط مشی گذاری عمومی :درطراحی نظام خط مشی گذاری عمومی باید مراحل زیر راطی نمائیم :

1- شناخت ارزش ها واولویت بندی آنها براساس اهمیت .

 2- شناخت واقعیات و امکانات محدود جامعه .

 3- شناخت مسایل و تنگناهای عمومی

 4- مطالعه امکانات بالفعل و بالقوه جامعه.

 5- ارزیابی نظام خط مشی گذاری موجود

 6- تعیین واحدهائی که می توانند وظیفه خط مشی گذاری راعهده دارباشد.

 7- تعیین رویه کلی خط مشی گذاری.

 وضع خطمشی های واقع بینانه مستلزم آگاهی از واقعیتهای جامعه است.

 درخت اخذ تصمیم را شیوه تجزیه و تحلیل پیشنگر بیز نامیده اند.

 مدلهای تجویزی:

 مدلهایی هستند که بهترین پاسخها را برای حل مسال در اختیار تصمیم گیرنده قرار می دهند.

 اولین مرحله در طراحی نظام خط مشی گذاری عمومی  شناخت ارزشهاست.

 فصل سوم:

 فرآیند عقلائی تعدیل شده درخط مشی گذاری عمومی:

 - شیوه تغییرات تدریجی: تصمیم گیرنده به تصمیماتی که قبلاً مورد نظر گرفته شده و او نسبت به نتایج ان اگاهی دارد مراجعه کرده و با توجه به نیاز های موجود تغییرات جزئی در ان بوجود می اورد . میزان مخاطره دراین بسیار کم است.

 کارپیش بینی بسیار اسان می سازد.امکان ارزیا بی واصلاح تصمیمات در این مدل ساده است.به مدل تغییرات تدریجی وجزئی انتقادات فراوان شده است.

 چرا که در وضع حاضر تصمیم گیرندگان با شرایط متغیر و متحولی روبروهستند که صرفاً با تغییرات جزئی نمی توان برای انها تصمیم گیری کرد.

 - مدل رضایت بخش(satisfing model ):

دراین مدل تصمیم گیری،هدف یافتن راه حلی رضایت بخش در شرایط موجود است نه بهترین راه محدودیت های منابع ،زمان و اطلاعات وبینش مدیر و تصمیم گیرنده دراغلب موارد راه دیگری جز این مدل برای تصمیم گیری باقی نمی گذارد .

 - مدل اکتشافی – ابداعی Heuristic model)): نوعی مدل تعدیل شده عقلائی است . هدف درجهت بهینه سازی جزئی است . بعبارتی دیگر نوعی برخورد رضایت بخش درراه حل یابی دنبال میشود و از طریق سعی وخط و حدس وگمان برای رسیدن به راه حل تلاش می کند(مانند هوش مصنوعی )این مدل با دنیای واقعیات تطبیق بیشتری دارد.

 هدف درجهت بهینه سازی جزئی است . بعبارتی دیگر نوعی برخورد رضایت بخش درراه حل یابی دنبال میشود و از طریق سعی وخط و حدس وگمان برای رسیدن به راه حل تلاش می کند(مانند هوش مصنوعی )این مدل با دنیای واقعیات تطبیق بیشتری دارد.

 مراحل مختلف شیوه عقلائی 

مرحله اول:

 تشخیص مسا له

 مرحله دوم:

 احصاء شقوق ممکن

مرحله سوم:

انتخاب معیار و ارزیابی راه حلها

مرحله چهارم:

اتخاب بهترین راه حل

 مرحله پنجم:

اجرا و بازخور خطمشی

 مراحل مختلف شیوه تغیرات جزئی

مرحله اول:

   تشخیص مسا له

مرحله دوم:

جستجو برای راه حلهای مشکل در گذشته

مرحله سوم:

انجام تغییرات جزیی در راه حلها

 مرحله چهارم:

ارایه خط مشی جدید

 مرحله پنجم:

اجرا و بازخور خط مشی در عمل

 مرحله ششم

تحقق کلیه توصیه های فرایند عقلایی کاملا غیر ممکن است.

 اطلاعات انبوه در فرایند عقلایی خط مشی گذاری خود نوعی مانع به شمار می آید.

 مدل تغییرات جزیی کار پیش بینی را ساده میسازد.

 در شیوه تغییرات جزیی خط مشی گذار به اندیشه و تفکر خلاق نمی پردازد و روح محافظه کاری بر وی غلبه می کند.

 طرفداران شیوه تغییرات جزیی در خط مشی گذاری همان پیروان شیوه عقلایی- عقلای تعدیل شده هستند.

 در برنامه ریزی اکتشافی- ابداعی قایده ساده در نظر گرفته شده و دایما مقایسه هایی انجام می پذیرند و پاسخهای صحیح و خطا مشخص می گردند.

 مهمترین تفاوت بین شیوه عقلایی و شیوه تغییرات جزیی  جستجوی راه حلها در آینده و در گذشته است.

 فصل چهارم

 نقش قدرت درفرآیند خط مشی گذاری

 قدرت :

 ،توانائی تأثیر گذاران برجریان امکانات و منابع به سمت یک سلسله اهداف مورد نظر که برخلاف اهداف دیگر است بیان گردیده .

 درتعریف دیگری:

  ،قدرت موقعیتی است که فرد بتوتند اراده و نظر خود را به دیگران بقبولاند .

 ازسوی دیگر می توان گفت :

 ،قدرت :توانائی تغییر دررفتار دیگران و نفوذ درآنان است

 اختیار:

  حق تغییر ونفوذ بردیگران است و منشأقدرت است.

 ازنقطه نظر خط مشی گذاری:

 اعمال قدرت به معنای نفوذ برنحوه تصمیم گیری ها ،جهت دادن به تصمیمات و تأثیر دروضع خط مشی های عمومی است.

 منابع قدرت :

 قدرت ناشی از مقام سازمانی واداری و منزلت سیاسی –

 قدرت ناشی از تخصص –

 قدرت ناشی ازاجبار و ترغیب دیگران .

 گروههای ذی نفوذ درجامعه با حمایت خود درخط مشی گذاری مؤثر واقع می شوند که این نمونه ای از بکارگیری قدرت ترغیب و اجبار است.

 درطبقه بندی دیگرمنابع قدرت شامل: قدرت ناشی از ارزش ها وسنت ها – خصوصیات فردی – تخصصی – پاداش و قدرت تنبیه می شود.

 درنوع دیگر طبقه بندی قدرت شامل:

 قدرت اجبار- تسلط – ترغیب می گردد.

 شیوه ماوراءعقلائی تصمیم گیری:

  وقتی تصمیم گیری براساس خصوصیات و ویژگیهای فردی (ازمنابع قدرت)گرفته شود. اصطلاحاً آن را تصمیم گیری به شیوه ماوراء عقلائی گویند.

 دراین روش تصمیم گیری مبتنی بر شهود و دریافت های ذهنی تصمیم گیرنده اتفاق می افتد،بدون آنکه روش های منظم عملی دنبال شود.

 نظریه خبرگان قدرتمند یا طبقات بانفوذ : Power Elite) )

دراین نظریه جامعه به 3طبقه نخبگان – متوسط و طبقه سوم تقسیم می گردد.

 نظریه جامعه مرکب : (Plu ralist society)

جامعه مرکب،جامعه ای است که در آن تمامی طبقات و گروههای مختلف موجود در جامعه در خط مشی گذاری مؤثرند و هیچ طبقه ای برطبقه دیگر سلطه ندارد.

 مدل گروهی

(Group model )،بیان دیگری از نظریه جامعه مرکب است . درمدل گروهی طبقات و گروههای مختلف درجامعه با یکدیگر درارتباط و تعامل بوده و خط مشی گذاری حاصل فشار و نیروهائی است که ازسوی این گروه ها برهم وارد می شود. مساوات وبرابری درخط مشی گذاری دراین مدلها مطرح می باشد.

 گروههای ذی نفع و خط مشی گذاری :(Interest Group ):

گروههائی هستند که هدف و مقصود مشترکی رادنبال کرده و نفوذ و قدرت مسلطی رادریک زمینه دارامی باشند. این گروهها جزءساختار رسمی دولت نمی باشند.

 انواع مختلف گروههای ذی نفوذ عبارتند از:

  1- محض

   2- نسبی

 1- گروههای ذی نفوذ محض:

  اختصاصاً درقلمروی سیاست عمل می نمایند و برقوای بخش عمومی نفوذ می نمایند .

 - گروههای ذی نفوذ نسبی :

 آن است که فشار سیاسی فقط بخشی از فعالیتهای آن باشد و یا اینکه علل وجودی وزمینه های فعالیت دیگری داشته باشد.

 - گروههای ذی نفوذ خصوصی و عمومی:

  درابتدا مفهوم گروههای ذی نفوذ به گروههای خصوصی اطلاق می شد اما بتدریج مفهوم  گسترده تری پیدا کرد و گروههای عمومی رانیز دربرگرفت .

 - گروههای ذی نفوذ داخلی وخارجی :

 گروههای ذی نفوذ داخلی:

  به گروههای ملی اطلاق می شوند که در درون کشور فعالیت دارند.

 وگروههای ذی نفوذ  خارجی :

  در یک کشور خارجی براوضاع و احوال  داخل کشور تأثیر می گذارند . ویا به صورت یک سازمان بین المللی برکشور اعمال نفوذ می نمایند.

 5- گروههای ذی نفوذ عوام و خواص :

  عوام: درپی گرد آوری تعداد هرچه بیشتر اعضاءمی باشند

خواص: درپی کمیت نیستند بلکه به دنبال کیفیت می باشند . خطاب آنان به سرشناسان اجتماعی وبه خواص است .

 خواص: درپی کمیت نیستند بلکه به دنبال کیفیت می باشند . خطاب آنان به سرشناسان اجتماعی وبه خواص است .

 طبقه نخبگان تعدادشان نسبت به کل جامعه معدود می باشد و خطمشی به وسیله آنان انجام می پذیرد.

 رهبران سیاسی در دایره اولیه در خط مشی گذاری و مردم عادی در دایره های خارجی و دور از مرکز  قرار دارند.

 در تمامی جوامع نفوذ طبقات اجتماعی در خط مشی گذاری عمومی یکسان نیست.

 پیام نطریه جامعه مرکب و مدل گروهی تصمیم گیری آن است که طبقه خاصی در خط مشی گذاری عمومی به تنهایی موثر نیست.

 دفاتر فنی و سازمانهای خبری جزء گروه های ذی نفوذ به شمار می آیند.

 تعامل قدرت بین صاحبان نفوذ در جامعه به وضع خط مشی ها می انجامد.

 گروه های ذی نفوذ می توانند اطلاعات را در اختیار تصمیم گیرندگان دولتی قرار دهند و موجبات اعمال نفوذ خود را فراهم آورند.

 فصل پنجم :

 فرآیند سازمانی خط مشی گذار ی عمومی(مدل گردونه ای: Wheel model ):

 دراین مدل ،تأکید و سازمانهای قانونی موجود درجامعه بوده و خط مشی ها حاصل عملکرد این نهادها درارتباط با یکدیگر قلمداد می شوند.

 دراین مدل ،مرجع وسازمان درخط مشی گذاری به عنوان فرآیندی سازمانی مؤثرند . این مراجع عبارتند از : رئیس جمهور – احزاب سیاسی – قوه قضائیه – قوه مجریه – قوه مقننه و...

 شکل شماره 1-5 : مدل گردونه ای

 شکل شماره 1-5 ) مدل جدید سازمانی خط مشی گذاری

 خط مشی های توزیعی :

 مستقیماً منافع افراد خاصی را تأمین می کنند و هدف جهت دادن به عملکرد افراد و گروههای خاصی است

 خط مشی های سیاسی:

  عملکرد کل نظام موجود درجامعه را تحت تأثیر قرار می دهد

 خط مشی های بازدارنده و انضباطی:

  جنبه فردی داشته ودولت با کنترل عملکرد فرد یا گروه خاصی منافع جمع را تأمین می کند .

 خط مشی های توزیع مجدد: در این نوع

 فرد خاصی مد نظرنمی باشد وکل نظام مورد توجه می باشد.

 انواع برو کراسی ها :

 1- بروکراسی هائی که به وسیله قدرت حاکم شکل گرفته اند و ابزارقدرت حاکمان جامعه می باشند.

 2- بروکراسی هائی که تحت انقیاد قدرت نظامی بوده و به وسیله نظامیان اداره می شود.

 3- بروکراسی قانونی – تخصصی:

  که به وسیله قدرت تخصصی وقانونی خود درخط مشی گذاری اثر می گذارد

 4- بروکراسی های نماینده:

 که در هیأت سیستم پارلمانی وقوه مقننه درتصمیم گیری های سیاسی مستقیماً مؤثر می باشد.

 5- بروکراسی های حزبی:

،که اغلب ناشی از به قدرت رسیدن یک حزب درکشور می باشد.

 ویژگی های فرآیند سازمانی خط مشی گذاری عمومی:

 محددیت و ناتوانی سازمانها دراتخاذ خط مشی های بغایت عقلائی است . تغییرات جزئی وتدریجی

 نقدی برسیستم نمایندگی:

 اصولاًبرای مشارکت عامه مردم درخط مشی گذاری می توان به دو روش اشاره نمود

 1- روش مستقیم (Citiprocess ) 

 2- روش غیر مستقیم (Proxiprocess

  1-درروش مستقیم :

 ،شهروندان مستقیماً درسرنوشت خود مشارکت می جویند

 2- درروش غیر مستقیم :

مردم نمایندگی را برمی گزینند وآنان به نمایندگی از طرف مردم به تدوین قوانین و خط مشی های مختلف اقدام می کنند.

 نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران بر عهده مقام رهبری است.

 جلوگیری از کاهش کیفیت کالاها به وسیله دولت در قالب خط مشی های بازدارنده متبلور می گردد.

 دلیل عمده استفاده از روش مستقیم خط مشی گذار ی افزایش جمعیت است.

 محدودیت های سازمانها در تصمیمگیری و تعیین خط مشی  به شیوه عقلایی:

 محدودیت دوم:

2- عدم وجود نیروی تخصص لازم

محدودیت سوم:

3- عدم وجود وقت بی حد و حصرا ست.

 

فصل ششم :

فرآیند اقتضائی(Contingency ) خط مشی گذاری عمومی

 دیدگاه اقضائی درتصمیم گیری و خط مشی گذاری برگرفته از تفکر سیستمی است .

 براساس تئوری اقتضائی بهترین راه برای انجام اموروجود ندارد بلکه بهترین هادر هر موقعیتی متفاوت است.

 وبطور  خلاصه:

  ،شرایط و موقعیت عامل تعیین کننده درانتخاب شیوه مطلوب خط مشی گذاری است . وفاصله بین تئوری و عمل کاهش می یابد.

 شکل شماره 1-6 ) محیط های موثر بر خط مشی گذاری

 هر یک از محیط هابا توجه به موضوع خط مشی در انتخاب الگو و شیوه مناسب تأثیر می گذارد و خط مشی گذار باید با توجه به اثرات این عوامل به انتخاب شیوه مناسب اقدام کند

 الگوی اقتضائی بخشی:

 دراین مدل هر بخش از جامعه در امر خط مشی گذاری یا نفوذ برخط مشی گذاری با استفاده از شیوه خاص وارد عمل می گردد .

 و از طرفی دیگر باید گفت مجموعه ای از فرایند ها به همراه هم برای تعیین خط مشی های عمومی درجامعه کارمی کنند.

 شکل شماره 2-6) خطمشی گذاری حاصل فرایندهای مختلف

 یک فرآیند معین درخط مشی گذاری مناط اعتبار نیست . فرآیندهای مختلف درشرایط گوناگون مورد استفاده واقع می شوند

 مدل اقماری خط مشی گذاری

 این مدل (اقماری)،برخوردی اقتضائی را دربرداشته و جزء مدل های اقتضائی است .

 خط مشی گذاری درموارد مختلف مراجع و سازمانهای متفاوتی نقش محور و عوامل مؤثر یا اقمار را ایفا می کنند

 مدل چند بعدی خط مشی گذاری :

 فرآیند خط مشی گذاری فرآیند ی پیچیده و چند بعدی است که عوامل متعددی درآن ذی مدخل هستند .

 فرآیند چند بعدی خط مشی گذاری از یکدیگر جدانیستند .

 آنها به نوبه خود بریکدیگر تأثیرمی گذارند و از هم تأثیر می پذیرند. دراین مدل عامه مردم مستقیماً درجریان تعیین خط مشی های عمومی نقشی ندارند.

 مدل بررسی تلفیقی  :

 دراین مدل تلفیق بین شیوه های مختلف خط مشی گذاری بعمل می آید و ضمن استفاده از نقاط برخی از مدل هااز نقاط ضعف آنها احترازمی شود .

 دراین مدل پدیده ها دردو سطح مورد معامله قرارمی گیرند یکی درسطح گسترده کلیات مورد مطالعه قرارمی گیرد و دیگر بررسی بادید منطقی و جزئی .

 این روش ،شیوه ای اقتضائی است که همه خصایص را درشرایط معینی کسب می کند و درشرایط دیگری رهامی سازد.

 مدل جریانها – دریچه ها:(     and The streams) :

                                  Windows model

سه جریان دراین مدل مطرح است :

 1- جریان مسایل و مشکلات (نظر خط مشی گذار به مسایل و مشکلات جامعه معطوف می گردد و از مجاری گوناگون برای خط مشی گذار محسوس ومعلوم می گردد

 الف :جریان مشکلات محسوس در جامعه

1- مشکلی مطرح شده است           2-  مساله تعرف میشود       3-مسایل مطرح یا فراموش میشوند

 ب: جریان سیاسی  حساس نسبت به مشکلات

1- مسایل بوسیله مراجع ذیربط احصا میشوند                    2-بین اعضا توافق بعمل می آید

 ج: جریان یقین خطمشی مطلوب

 1- راه حل برای رفع مشکل                                       2- ارزیابی راه حل

    3- توافق بین اعضا                                                                                    

 2- جریان سیاسی(صورت مسایل که باید حل شوند به وسیله مقامات دولتی و رسمی تنظیم می گردد.

 3- جریان خط مشی(Policy stream ) : دراین جریان راه حل های مختلفی که خط مشی باید ازمیان آنها انتخاب گردد،تنظیم می شود.

 محققان – متخصصان و گروههای حرفه ای نقش عمده ای درجریان مذکور ایفا می کنند.

دراین روش استدلالهای منطقی و عملی اساس کار را تشکیل می دهد.

 زمانی که این سه جریان با هم تلاقی می کنند ،دریچه ای برای حل مشکل مورد نظر از طریق اتخاذ تصمیم گشوده می شود

 دریچه حل مشکلات زمانی باز می شود که مشکلی به صورت جدی خود نمائی کرده (جریان یکم )،ازنظر سیاسی مطرح شده (جریان دوم ) وراه حل هائی برای آن ارائه گردیده است(جریان سوم) .

دراین مدل تعقل،منطق ،سیاست و پیوندهای سازمانی مطرح وبا یکدیگر تلفیق می شوند.

 دراین مدل تعقل،منطق ،سیاست و پیوندهای سازمانی مطرح وبا یکدیگر تلفیق می شوند.

 آگاهی از مسایل عمومی در شیوه اقتضائی :

 مدیریت مسایل عمومی شیو ای راست که به وسیله آن سازمانها قادرمی گردد تامسایل عمومی و اجتماعی اطراف خود را که برآن تأثیر می گذارند شناسائی و ارزیابی کند و درمقابل آنها پاسخ های مناسبی ارائه دهد.

 مدیریت مسایل عمومی،پیش درآمد و مقدمه لازم برای خط مشی گذاری به شیوه اقتضائی است .

 هدف مدیریت مسایل عمومی آن است که برای مشکلات پاسخ مناسب بیابد.

 مدیریت مسایل عمومی مقدمه خط مشی گذاری عمومی است.

 تخصص وسیله ای است که کارشناسان برای تاثیر در خط مشی گذاری عمومی از ان بهره می گیرند.

 دیدگاه اقتضایی بر گرفته از تفکر سیستمی است.

 اصطلاحات پوشش وسیع و دید مقطعی در توصیف مدل بررسی تلفیقی بکار رفته است.

 آگاهی از مشکلات در مدیریت مسایل عمومی به معنای شناخت مشکلات و تلاش در حل آنهاست.

 هدف مدیریت مسایل عمومی شناخت مسایل عمومی است.

 فصل هفتم

 دیدگاههای ارزشی خط مشی گذاری عمومی

 مشورت وتصمیم گیری : سعی وتلاش درجهت آشکار نمودن و ظاهر ساختن امر خوب و نیکوئی که پنهان و مخفی بوده و عرضه نمودن نتیجه این تلاش و کوشش به دیگران مشورت ، مفاوضه و مبادله درکلام است (رایزنی)تادرسایه آن کلام و اندیشه،حق آشکار گردیده بدست آید.

 روش های تصمیم گیری گروهی :

 یکی از تکنیک هائی که برای خط مشی گذاری بطور گروهی و از طریق مشورت ابداع شده «سمینار تصمیم گیری » نام دارد.

 این تکنیک امکان می دهد تا یک گروه از متخصصان دانش و آگاهی خود را به منظور انتخاب یک خط مشی مطلوب درشرایط پیچیده بکارگیرند.

 و هدف آن ،تبدیل مشکل به الفاظ ومفاهیمی است که قابل درک بوده و یافتن راه حل های اصلاحی را تسهیل می کند.

 سمینار تصمیم گیری،نگرشی همه جانبه ،چند بعدی ،انعطاف پذیر و آینده نگر است و موجبات بهبود خط مشی گذاری را فراهم می آورد.

 روش گروه اسمی یا کاغذی : (Nominal or paper

    مشکل فشار گروهی که یکی از عوارض تصمیم گیری جمعی است غلبه می کند. روش گروه اسمی و دلفی تلاش است در جهت استفاه از مزایای تصمیم گیری گروهی و کاستن از مشکلات ناشی از فشار گروهی .

 اعضاءدور یکدیگر جمع می شوند و مسأله را مطرح می کنند و افراد مستقلاً نظرات خود رااعلام می نمایند پس از آن نظرات جمع آوری می شود و روی تابلو درمعرض دید همگان قرار می گیرد.

 روش دلفی :

  گروهی برای تصمیم گیری دریک مورد خاص انتخاب شده وطی پرسش نامه ای نظرات آنان درموضوع تصمیم پرسش شده مطرح می گردد. دراین روش اعضاءتلاش می کنند تا با آینده نگری به اخذ تصمیمی موفق نایل گردند

 ارزش های تصمیم گیری :

 تصمیم ،حاصل انتخاب یک گزینه از میان گزینه های مختلف است.

 درتصمیم گیری دونوع معیار وجود دارد.

 1- معیارهائی که منتهی برتعقل ابزاری و کارکردی هستند(instrument tal)

                                          دراین معیار،رابطه با هر رویدادی فایده وسودی را دنبال می کنند(کارائی – سوددهی و...)

 

 - تعقل جوهری یا ارزشی (Substantive  or Value  rationality

 به دنبال بصیرت و خیر خواهی و مصلحت آدمی است حتی اگر هدف بازدهی اقتصادی درپی نداشته باشد. دراین جا جنبه اخلاق مقدم برجنبه های مادی است .

 در تصمیم گیری جمعی و مشورتی دید تصمیم گیرنده نسبت به موضوع وسیعتر می گردد.

 توکل :

 عبارت است این است که انسان زمام تصرف در امور خود را به دست غیر خود دهد.

 مشورت هایی که به منظور دستیابی به رای و نظر صورت می گیرد از نوع مشورت در معانی است.

 از دیدگاه اسلام مستشاران باید :

 1- عقل- خرد- ایمان و تقوا داشته یاشند.

 2- مجرب – ناصح و خیرخواه باشند.

 3-  ترسو و حریص نیاشند.

 تصمیم گیری مشورتی از نظر زمانی وقت بیشتری را طلب میکند.

 در راه رسیدن به هدف و مقصود پس از فراهم آمدن اسباب طبیعی چه عواملی ممکنست سد راه انسان شود؟

 1- سستی اراده و بیخردی

 2- غضب-

 سفاهت و ترس

 3- اندوه و بد بینی

 زمانیکه تصمیم گیرنده از مخاطرات تصمیم بیمناک میشود چه عاملی به او یاری میدهد؟

 توکل به خدای سبحان

 فصل هشتم :

  مشکلات و تنگناهای خط مشی گذاری عمومی :

 1-عدم تمایل به آینده نگری و گرایش به نتایج زودرس

 2-جزءنگری و یک بعدی شدن در تصمیم گیری (فقدان دید کلی نگروهمه جانبه)

  3-نارسائی های اطلاعاتی درتصمیم گیری (عدم وجود یک پایگاه معتبراطلاعاتی که تصمیم گیرندگان رادراخذ تصمیمات صحیح یاری دهد)

   4-گرایش به ساده انگاری و ساده جوئی (زمانی که مشکل درجامعه پدیدار می شود خط مشی گذاران به ساده تر جنبه آن چشم دوخته و دررفع آن به وضع قانون وضابطه می پردازند.)

 اعمال نظر شخصی درتصمیم گیری واتکاءبیش از حد برتجربیات فردی

 عدم تمایل به اجرای آزمایشی خط مشی و فقدان بازخوردرفرآیندخط مشی گذاری

 -7عدم تمایل به تصمیم گیری (به دلیل عدم وجود فضای حمایتی برای تصمیم گیرندگان ،عدم وجود ستادهای پشتیبانی تخصصی و اطلاعاتی برای کمک به تصمیم گیرندگان ، نارسائی فنی و تخصصی،عدم وجود همکاری بین مراجع علمی و فنی با تصمیم گیرندگان)

 8-انعطاف ناپذیری تصمیمات (زائیده تفکر تصمیم گیرندگان نسبت به محیط و مجریان است

 -9خط مشی های صوری وظاهری (خط مشی هائی که صرفاً جنبه تبلیغاتی و ظاهری داشته و برای جلب نظر و حمایت مردم طراحی شده اند)

 -10عدم آگاهی عامه مرده و احساس بی نقشی آنان درخط مشی گذاری (یکی از عمده ترین تنگناهای خط مشی گذاری،ناآگاهی عامه مردم و عدم حضور آنان درخط مشی گذاری است. جامعه درخواب رفته و بی بصیرت ،جدا ازنظامی که برای او خط مشی وضع می کند به زندگی خود ادامه می دهد و این جدائی مشکل اساس درخط مشی گذاری مؤثر می باشد.

 اگر اطلاعات مربوط به گذشته باشد تصمیمگیرنده با فقدان اطلاعات بهنگام روبروست.

 پیچیدگی تصمیم گیری های دور نگر عاملی است که تصمیم گیرندگان را به اخذ تصمیماتی با نتایج زودرس سوق می دهد.

 ارزش و اعتبار تصمیمات و خط مشی به اندازه اعتبار اطلاعات جمع آوری شده برای آنهاست.

 اتکاء صرف بر اطلاعات و گزارشهای رسمی و غفلت از دریافت نظرات عامه مردم موجب ضعف تصمیمات و خط مشی های متخذه میگردد.

 خط مشی های صوری آنهایی هستند که صرفا جنبه تبلیغاتی داشته و برای جلب نظر و حمایت مردم طراحی شده است.

 خط مشی های عمومی باید از  نظرات و خواسته های مردم نشات گیرند و به نیازهای آنان پاسخ دهند.

 نا آگاهی و جهالت مردم یکی از دلالی است که آنها را از دایره خط مشی گذاری به کنار مینهد.

 اگر تصمیم گیرنده عوارض و مشکلات را با اصل آنها یکی انگارد دچار گرایش به ساده انگاری و ساده جویی در تصمیمگیری شده است.